jump to navigation

خداحافظ دسامبر 8, 2008

Posted by ز in Uncategorized.
23 comments

اینجا برام مثل یه خونه بود. خونه ای که توش راحت بودم .خونه ای که دوستش داشتم. اما من و خیلی چیزای دیگه عوض شدیم. دیگه اینجا راحت نیستم. اول خواستم خرابش کنم و همین جا یه خونه دیگه بسازم. اما دیدم هنوزم دوستش دارم، یه بخشی از گذشته منه. برای همینم تصمیم گرفتم یه خونه دیگه بسازم. یه گوشه دیگه ای از این دنیای مجازی. دنیایی که مثل دنیای واقعی هم بزرگه و هم کوچیکه. اگه یه بار اتفاقی تو خیابونای این دنیای مجازی گشت میزدید و خونه جدیدم رو پیدا کردید، زیاد با یادآوری خونه قدیمی منو خجالت زده نکنید. بهم بگید که ز رو میشناختید اما شرمنده نکنید منو.
امیدوارم خونه جدیدم بیشتر و بهتر کمک کنه. خونه ای که قراره توش خیلی مرتب و دسته بندی شده و نکته ای تجربیات خودم رو بنویسم. به قول جناب “من” ،که با کامنتاش و بعد هم ایمیلاش خیلی خیلی تو بزرگ شدن بهم کمک کرد، تجربیاتی رو که باعث شده ز از یه دختر 15 ساله به یه خانم 26 ساله تبدیل بشه.
برای همه دوستایی که به نهان سر میزدن آرزوی موفقیت و خوشبختی میکنم.
همه رو به خدای بزرگی میسپارم که ایمان بهش باعث شد آرامشی رو توی زندگیم ایجاد و تجربه کنم که حس بی نظیریه و برای همتون چشیدن لذت اون آرامش رو از خودش میخوام.
خدانگهدار
ز